*خانمی بعد از ساعتها کار، دفتر کارش را ترک میکند؛ او کودکی را میبیند که کنار جاده ایستاده و در حال گریه کردن است. این خانم دلش به حال کودک میسوزد،
بنابراین از او دلیل گریهاش را میپرسد. کودک توضیح میدهد که گم شده و از خانم میخواهد که او را به خانهاش برساند و کاغذی را به او میدهد که آدرس خانهاش روی آن نوشته شده بود. *
*زن که فرد مهربانی بوده، تصمیم میگیرد کودک را به خانهاش برساند؛ بدون اینکه به چیزی مشکوک شود.*
*وقتی به خانه میرسند، زن زنگ در را میفشارد اما دچار برقگرفتگی شده و بیهوش میشود.*
*فردا صبح وقتی به هوش میآید، میبیند که لخت، در خانهای خالی روی تپهای است روی زمین افتاده! او حتی متجاوزان را ندیده بود
*به همین خاطر است که این روزها، جنایتکاران افراد مهربان را نشانه گرفتهاند.
دفعه بعدی که اتفاق مشابهی برای شما رخ داد، هیچوقت کودک را به مکانی که میگوید، نرسانید و در صورت اصرار و التماس او، او را به ایستگاه پلیس تحویل دهید.*
*بهترین کار در حق بچههای گمشده، تحویل به ایستگاه پلیس است. لطفا این ایمیل را به تمام دوستان و همکاران خانم خود، و آقایانی که دوستدختر یا همسر دارند،
ارسال کنید. ارسال این ایمیل حتی برای هزاران بار، بهتر از وقوع یک فاجعه دیگر است.*
*برای ایمن ماندن شغل و هویتم، فقط میگویم که من یک مامور اجرای قانون هستم. خیلی ناراحتکننده است که امروز نمیتوانیم حتی به بچهها کمک کنیم!*
*خانمها! مواظب خودتان باشید!*
:: بازدید از این مطلب : 793
|
امتیاز مطلب : 241
|
تعداد امتیازدهندگان : 65
|
مجموع امتیاز : 65